X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 15 خرداد‌ماه سال 1386

سی دی

دیروز یک دست فروش کنار خونمون بساط چیده بود. از مدرسه که برگشتم دیدم کارتون روبوتها رو داره که در بدر به دنبالش می گشتم. اومدم خونه و به بابام موضوع رو گفتم. بابام گفتم باشه بیا بریم بخریم. وقتی رفتیم و خواستیم بخریم بابام فیلم مورد علاقه‌اش یعنی کاغذ بی خط را دید و گفت صبر کن چند تا فیلم بگیرم بعد کارتون تو رو هم میگیریم. کاغذ بی خط، خانه‌ای روی آب، بوی کافور عطریاس و رقص در باد را گرفت. گفتم حالا کارتون من. دستشو کرد تو جیبش، پولش تموم شده بود. گفت اشکالی نداره و فردا میاییم و می خریم. فرداش که از مدرسه برمی گشتم طرف بساطش رو جمع کرده بود.